یاد یاران
شهر ازعاطفه خالی است خدارحم کند...






رهپو  24

فاتحه الکتاب
گذشته ها
آخرین واگویه ها
...
مشق عشق
دیروز
مادربزرگ مهربانم
چشمان سیاه
مهد
ساغر
حس عجیب!
۱۳۸۸/٤/٢٠
چرا؟؟


امام موسی صدر(٢)

رهپو24:نگارنده درد



کوله عشق
تیر ٩٢
بهمن ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اسفند ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳


همسفران
میکده
دیده بان
دریچه ای به سوی ملکوت
دختران آسمانی
سبوی عشق
مرکز فرهنگی شهید آوینی
یک شاخه محبت
حاج حمید
سایت مناجات
ساقی میکده
در خاکستر افکار من
مسافرسبز
سالک ساقی
آب آيينه
راويان قصه های ازيادرفته
شخصی نويس
لاهوتيان
نگاهی نو
پلاک يعنی هويت
هم درد
بی نشان
پروانه های عاشق
غنچه های بهشتی
طلب دیدار
گنبدافلاک
خاطره
بچه شهید
فاطر
خاکریز
خاکریز سبز
سمانه
  rss 2.0  



لوگوی دوستان

   

 

 

بازم ماه رمضان اومد با هزار تا شور،سحرای رویایی و افطارای به یادموندنی،این ماه همون ماهیه که خیلیامون یادمون میفته که انسانیم و باید حق انسانیت رو به جا بیاریم تواین ماه خیلیامون هوس مسلمونی به سرمون میزنه و سعی میکنیم اونی نباشیم که قبلا بودیم ....اما آیا میتونیم؟میتونیم کارایی که 12 ماه بهش عادت کردیم رو ترک کنیم ؟میتونیم متحول بشیم؟؟من که فکر نمیکنم....اما حالا که قصد کردیم خوب باشیم ،بیایم یه نگاهم به اطرافمون بندازیم ....بیایم وقتی سفره های شصت و هشت رنگ افطارمون رو میچینیم یادمون هم باشه توی کوچمون زیر یه سقف ،روی یه زیلوی پاره آدمایی زندگی میکنن که سحروافطارشون باهمه، اونم چی؟نون خشک سق میزنن و جیکشونم درنمیادو غذای شاهانشونم همون نون و سیب زمینیه که اگر به ما بدن کلی آخ و اوخ میکنیم و آخرشم نمیتونیم بخوریمش ،چون وسط گلومون گیر میکنه و نفسمونو میگیره....آی مردم !بیاین به خودمون بیایم ....این راه که میریم به ترکستانه ....این راه مارو به سعادت و مسلمونی نمیرسونه....اگه یه روز خواستی بفهمی چند مرده حلاجی ....یه شب راه بیفت توی کوچه های پایین شهر و ببین اونجا چه غوغاییه....ببین میتونی یه شب ،فقط یه شب خودتو جای اونا بذاری و اینطوری با فقر دست و پنجه نرم کنی و صدات در نیاد؟؟چون آبرومندی؟ببین میتونی افطارو سحر یه وعده غذا بخوری و موقع ظهر چشمات قیلی ویلی نره و کنترلت رو ازدست ندی و روی پات بایستی چون مردی و غرور داری؟من میدونم نمیشه...آره چون نون خشک اونا دهن مارو زخم میکنه ...چون خونه هاشون بوی نامیده ....چون .....نمیشه ....آره اونا هزار تا مشکل جورواجوردنیایی دارن اما با همه ی فقرشون یادشون نمیره که خدایی هم همین نزدیکی هست....یادشون نمیره که اگر مسلمونن برای 12 ماه سال مسلمونن نه برای یک ماه ...یادشون نمیره که حتی به خاطر همون تیکه های نون خشکشون باید خدارو شکر کنن ....اما من و تو چی؟انقدر اسیر نام و نون شدیم که یادمون میره گاهی وقتا به همون ناله های شبونه محتاجیم ...یادمون میره بوی مهرو تسبیح چیه؟؟موقع افطارو سحر انقدر پای سفرمون غذاهای رنگی هست و میخوریم که دیگه حالمون ازهرچی غذاست به هم میخوره ....خیلی حرف زدم اما خیالی نیست چون اگر نمیگفتم دق میکردم...روی صحبتم با همه ی مسئولای کشورمونه ....تورو به اون کسی که میپرستین فقط یه بار ،فقط و فقط یه بار هزینه ی مهمونیهای هفتادو دورنگتونو خرج اونایی بکنید که چشماشون از بی غذایی و فلاکت فقر روبه فناست....باورکنید ثواب این کار بیشتر از افطاری دادن به اوناییه که هرشب این غذاهاروپای سفره های گستردشون میبینن.....التماس دعا....یاحق

 

...


!!!