
دستانم سرداست و بیجان
دستاویزی میخواهم برای عروج
اینجا آسمان ابریست و قلب من ابری تر
دلم پریدن میخواهد
اما کجاست بال پرواز؟؟؟
چیدند آن را قبل از ........
چقدر دلم پنجره فولا میخواهد و صدای اذان حرم را
اما کجاست پایی برای حرکت؟؟؟
قفل شده است این عقل خاکی
و من فقط با قلب زمینیم زنده ام
که با محبت او به تپش می افتد
التماس دعا داشتم اما کسی نشنید صدای التماس را
و من مانده ام و دنیایی از ..................
کاش کبوتر میشدم
...
.....
درباران حضورت ...
تمام جمعه هايی که بی تو غروب ميشودرا
چتر سیاه بر سر می گیرم......
روزهاست تبعیدی سرزمین نبودنت شده ام...
به جرم عشق و عاشقی
آره سالهاست که ازم ميپرسن نميخوای سربه راه بشي؟؟
ومن هربار همين پاسخ رو دادم که:چرا فقط نميدونم ازکدوم راه مياد...
آقا کجايی ببينی که لباسهای خاکی رزمنده هارو لابلای سيم خاردارها توی ميدونای مين رها کرديم؟.....
کجايی تا ببينی که ما عهدمون رو شکستيم و دعای عهدرو فراموش کرديم و زمان ندبه و سمات رو گم کرديم؟.....
کجايی ببينی که شربت های صلواتی رو با نسيان روی زمين ميريزيم و به عطش ميخنديم؟.....
کجايی تا ببينی که روی عکس شهيدا پوستر تبليغاتی نصب کرديم و زن ها رو به نمايش گذاشتيم؟.....
کجايی تا ببينی اولين بادی که اومد کلاههای غيرت رو ازسرمردامون برداشت و تاولای شيميايی ها رو به فراموشی سپرد؟....
وای برما
راست گفتند که:
تامست علوفه ايم..... مردن بهتر
بی برگ و شکوفه ايم .....مردن بهتر
ازغيبت طولانيتان شد معلوم...
مامردم کوفه ايم.....مردن بهتر

اللهم عجل لوليک الفرج
...