
وقتی که بود نفهميديم که وجودش چقدر برامون مفيده
حالا که امکان داره بره
دلمون براش تنگ ميشه
دلم هوای دستای چروکيده و عصاشو کرده
کاش برميگشت تا بهش ثابت ميکردم
که هميشه دوستش داشتم و دارم
من به نگاهش
دستای گرمش
و
چشمهای مهربون و غمگينش
نيازمندم
دوستت دارم
بيا
التماس دعا
***************************
امروز اون رفت
باهمون دستای چروکيدش
با همون چشمای مهربونش
ومن ديگه هرگز نميتونم سرروی شونه هاش بذارم و آروم بشم
اون رفت با اون آرزوی قشنگی که برای من داشت
رفت و نتونستم يه بار ديگه دستاشو توی دست بگيرم
و باهمه ی وجود بهش بگم دوستش داشتم
گوشه گوشه ی خونه رنگی ازحضورش هست
اما من ديگه نميبينمش
کاش قدرشو ميدونستم
ديگه برای سلامتی مادربرگ پيرم دعا نکنيد
دعا کنيد تا آمرزيده بشه
همين
التماس دعا
...
يه چهارراه
يه عالمه آدم با هزارتا شکل جورواجور
يه طرف به سمت خيابونای شمال شهر
يه طرف به سمت جنوب شهر
۴تا بچه ی کوچيک
سرگردون بين شرق و غرب
با صورتای سياه و دستای پينه بسته
يه بنز مشکی ترو تميزو توپ
چشمای خيره به ماشين ازسر حسرت
چندتا موتور سوار دنبالش
يه ماشين پليس هم جلوش
دعوای بچه ها سر يه بستنی
تعارفای کذايی برای چپاول کباب بره ی روی ميز
يه ماشين شهرداری
فرار بچه ها
حرکت بنز با افتخار
گرفتن اوبچه ها و انداختن به زورشون توی ماشين
لم دادن روی صندليای راحت و فکر به دريای آبی
گريه ی بچه ها
خنده های قاه قاه آقازاده ها
کج شدن راه بچه ها به سمت جنوب
حرکت بنز به طرف شمال
چه کنم چه کنم يه دانشجو برای پرداخت شهريه
وعده های پوچ مسئولا
موضوع انشاء:علم بهتر است يا ثروت؟
ثروت
چرا؟
چون اگر ثروت نباشه علمی نيست
اينه حکايت تحصيل رايگان
زندگی بی درد
عدل علی
کشور علی
و
ايـــــــــــــــــــــــران
...