
چندوقته دلم هوای بهشتو کرده
چندماهی هست که پامو اونجا نذاشتم
نمیدونم...................................................
شاید دیگه سعادت رفتن به بهشت رو هم نداریم
آره چندوقتیه که بین خونه های شهیدا توی بهشت زهرا قدم نزدم
چقدر دلم هوای بوی گلاب کرده
به ياد اون روزی که با بهشت بيگانه بودم و يه همسفر پابه پا باهام حرکت کردو راه
رفتن توی مزار شهدارو يادم داد
اون بود که منو بامزار شهدا آشنا کرد
حيف که باهم توی کوچه پس کوچه هامونديم
و شايد من نذاشتم همون باشه که دوست داشتم
خدایا یعنی ماهم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.................

...
وبازهم رمضان و شروعی ديگر
بازم سفره ی ضيافت الله پهنه و ما داريم خودمونو آماده ميکنيم واسه ی چپاول
تاحالا آدمای قحطی زده رو ديدين؟؟؟
آدمايی که يک سال توی غار نفسشون اسير باشن و اين دم دمای آخر يهو يادشون بيفته که: يا ابالفضل چقدر گرسنمونه
بعدم يه سفره ی شاهانه براشون پهن شه؟
ديدین چطوری غذا ميخورن؟؟؟اصلا نميدونن بايد ازکجا شروع کنن و چطور خودشونو سير کنن .....مثل ماهم مثل همون آدمای قحطی زدست...چرا؟؟؟بهتون ميگم:چون ۱۲ماه تموم به خودمون گرسنگی داديم...انقدر غرق دروغ و غيبت و ريا وکلاه گذاشتن سرهم و......بوديم که وقت نکرديم يه نگاهيم به سرتاپای وجودمون بندازيم.....وقت نکرديم يه نهيب به خودمون بزنيم که:بابا مسلمون خدا داری چه بلايی سراين جسم خاکيت مياري؟؟؟همون بدنی که خروار خروار....مشت مشت...داری آتيشو واسش ميخري؟؟؟شد فکر کنی بابا عاقبت خاک گل کوزه گران خواهيم شد يعنی چي؟؟؟من و تو مسافريم....امروز نه....فردا.....هممون توی يه صفيم ....يکی يکی....نوبت به نوبت ميريم.....اما چجوری و کجاش مهمه.....حالا هی بشين توی ماشينای رنگ وارنگ و به ديگران پزبده...هی عمارت بساز و توی مسافرخونه های زمينيت غرق شو....ماه رمضونم يادت بيفته که مسلمون شی.....نماز بخونی....روزه بگيری...قرآن به سر بگيری....اما يه ذره....قد يه سرسوزن فکر ماه های بعد ماه رمضونتم باش
ما گفتيم اما
صلاح مملکت خويش خسروان دانند
ياحق
و
التماس دعای خير
...