
وضع امسال مرا خوب به هم ریخته ای
جان تو،حال مرا خوب به هم ریخته ای
بی تو با خلوت خود ساخته بودم حتی
خلوت کال مرا خوب به هم ریخته ای
من و درگیر سکون بودن و اوجی تاهیچ
جرات بال مرا خوب به هم ریخته ای
به سرم زد که تفال بزنم با چشمت
راستی! فال مرا خوب به هم ریخته ای
بعد عمری غزل بی سرو سامان گفتن
غزل لال مرا خوب به هم ریخته ای! 
فقط یه چیز! خیلی ها خواستن لیلی ما بشن اما ما فقط مجنون شما شدیم
پ.ن 1:نمیدونم آسمون همیشه به این قشنگی میمونه یا نه!اما آسمون رو دوست دارم.
پ.ن 2:بیاییم برای پیوند تنهایی حدیث مشترکمان را هم خوانی کنیم تا درشادیانه های همدلیمان دیگران را به همسرایی واداریم.
این روزها حال درونیم آنقدر غریب هست که سکوتم رابیشتر می پسندم
اصلا چه اهمیتی دارد که چه میگویم؟
مهم سیاه کردن کاغذ است به یاد چشمهایش
وسپید زدن سیاهی شبهای نبودنش
آنروز که من زمینگیر آسمان چشمهایش میشدم کسی نبود که ازشیطان برحذرم دارد
حال امروز نمیدانم که من شیطانم و یاشیطنت چشمهای او مرا به بازی گرفته؟
بازهم مهم نیست
مهم این است که اورفت
باتمام مهربانیش برای مادر
اورفت تا ما، دربهت سکوت جای خالیش را فریاد زنیم.
پدرستاره بود
ستاره که رفت اونیز رفت دیگر نیست.
ستاره بهانه ای بود تا باورکنیم رفتن را
اما چگونه رفتن؟؟!!
این نیز بماند.

پ.ن1:این روزها همه مان خوب دم از شهید میزنیم اما من میخواهم بگویم: به یاد غربت شهدا یک دقیقه سکوت پ.ن2:خدایا به کجا میکشونیم؟؟؟این راه که بیراهه است..... پ.ن3:وقتی چشمانم در نگاهت گره می خورد دلم میلرزد.بی ربط بود!فقط همین!!!!
...