
این روزها حال درونیم آنقدر غریب هست که سکوتم رابیشتر می پسندم
اصلا چه اهمیتی دارد که چه میگویم؟
مهم سیاه کردن کاغذ است به یاد چشمهایش
وسپید زدن سیاهی شبهای نبودنش
آنروز که من زمینگیر آسمان چشمهایش میشدم کسی نبود که ازشیطان برحذرم دارد
حال امروز نمیدانم که من شیطانم و یاشیطنت چشمهای او مرا به بازی گرفته؟
بازهم مهم نیست
مهم این است که اورفت
باتمام مهربانیش برای مادر
اورفت تا ما، دربهت سکوت جای خالیش را فریاد زنیم.
پدرستاره بود
ستاره که رفت اونیز رفت دیگر نیست.
ستاره بهانه ای بود تا باورکنیم رفتن را
اما چگونه رفتن؟؟!!
این نیز بماند.

پ.ن1:این روزها همه مان خوب دم از شهید میزنیم اما من میخواهم بگویم: به یاد غربت شهدا یک دقیقه سکوت پ.ن2:خدایا به کجا میکشونیم؟؟؟این راه که بیراهه است..... پ.ن3:وقتی چشمانم در نگاهت گره می خورد دلم میلرزد.بی ربط بود!فقط همین!!!!
...