
عجیب نیست؟
دردایره قسمت نقطه تسلیم شدن و ....
چقدر این روزها همه چیز عوض شده
دلم تنگ شده است برای تمام خط خطی های کودکیم
دلم تنگ شده است برای مهربانیهایی که رنگی از ترحم نداشت
دلم برای همه کسانی که روزی دوستم داشتند و شاید امروز نباشند تنگ شده است
دلم میخواهدتا بازهم خانه ای میان جنگل را برای خود دردل کاغذ سفید بسازم و درکنار اجاق کوچکش با پیشبند رنگیم .....
بگذریم!!!
آنقدر گاهی دلتنگ می شوم که دلم برای خودم هم میسوزد...
اما چه سود؟
کودکیم لابلای دفترچه نقاشیم به خاطره ها پیوست!
کاش قدر جوانیم را بدانم!
پ.ن 1:تو به نور نزدیکتری!من باید زیرسایه تو باشم!
...