یاد یاران
شهر ازعاطفه خالی است خدارحم کند...






رهپو  24

فاتحه الکتاب
گذشته ها
آخرین واگویه ها
...
مشق عشق
دیروز
مادربزرگ مهربانم
چشمان سیاه
مهد
ساغر
حس عجیب!
۱۳۸۸/٤/٢٠
چرا؟؟


امام موسی صدر(٢)

رهپو24:نگارنده درد



کوله عشق
تیر ٩٢
بهمن ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اسفند ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳


همسفران
میکده
دیده بان
دریچه ای به سوی ملکوت
دختران آسمانی
سبوی عشق
مرکز فرهنگی شهید آوینی
یک شاخه محبت
حاج حمید
سایت مناجات
ساقی میکده
در خاکستر افکار من
مسافرسبز
سالک ساقی
آب آيينه
راويان قصه های ازيادرفته
شخصی نويس
لاهوتيان
نگاهی نو
پلاک يعنی هويت
هم درد
بی نشان
پروانه های عاشق
غنچه های بهشتی
طلب دیدار
گنبدافلاک
خاطره
بچه شهید
فاطر
خاکریز
خاکریز سبز
سمانه
  rss 2.0  



لوگوی دوستان

   

 

بنام حق

سلام"بازم لازم میدونم خدمت همه ی

اون دوستایی که لطفشون

رو شامل حال من کردن عرض اردت کنم و

بگم که من فرزند شهیدو جانباز نیستم

اما عاشق اونهاییم که قلبشون با

صدای خمپاره ی عشق عجین شده

اونهایی که وجودشون آبی ترین هاست

امروز میخوام بدم من به باباجون یه نامه اول نامه ی من گفتن یک سلامه

سلام باباکجایی؟ دیگه دوسم نداری؟

نیاد اونروز که بگی بامن کاری نداری

بابا تو نیستی ولی عشق تو که باهامه

فاطمه باز دوباره هی میگیره بهانه

مامان فقط گوش میده آخه چاره نداره

دیروز میگفت:مامان جون بابای من کی میاد؟

میشه یه روز باباجون بایک عروسک بیاد؟

میشه بابا برامن یه لالایی بخونه؟

یاکه میشه همیشه بیاد پیشم بمونه؟

دیروز میگفت مامان جون بابا که نون نداده

چرا کتابم گفته که باباجون نون داداه؟

کاشکی میشد بش بگم بابامون نون نداده

اما خواهر خوبم!!!

این جون بوده که داده

بابا کاشکی تو بودی دردمونو میدیدی

اشکای گونه های فاطمه رو میچیدی

دیروز که راحله رو تو بازی راه ندادن گفته بودش من میرم که بابامو بیارم

امروز که فاطمتو تو بازی راه ندادن

بغض کردو گفت:بچه ها من که بابا ندارم

من میدونم باباجون به آرزوت رسیدی

میدونم ازاون بالا همش مارو میبینی

میدونم قلب تو هم برای ما می تپه

اما خداکنه که عشقا از دل نپره

امروز بابااشکای فاطمه ها میریزه

ولی کسی که نیستش دردشونو ببینه

میگن خوش به حالشون اونا دارن سهمیه

خب راحتن که دیگه نمیدن حق بیمه

چرا که خیلی راحت میگن فرزند شهیده

بابا!نمیدونن که یتیمی خیلی سخته

اونها نمیدونن که زندگی شصت تارنگه

من میدونم باباجون،رقیه چی کشیده

وقتی توی خرابه راس باباشو دیده

امروز بابا میدونم جدایی خیلی سخته       

فاطمه ی توبابا امروز دلش شکسته      

 بابا دعاکن برام        

تامن بگم:فاطمه!!!!       

زندگی هم قشنگه        

غصه نخور خواهرم بابامون مرده مرده       

اما دیگه هیچ موقع بابابر نمیگرده     

سرت رو دردآوردم بابای مهربونم    

اما بدون همیشه به یاد تو میمونم     

اللهم عجل لولیک الفرج 

التماس دعا

...


!!!