یاد یاران
شهر ازعاطفه خالی است خدارحم کند...






رهپو  24

فاتحه الکتاب
گذشته ها
آخرین واگویه ها
...
مشق عشق
دیروز
مادربزرگ مهربانم
چشمان سیاه
مهد
ساغر
حس عجیب!
۱۳۸۸/٤/٢٠
چرا؟؟


امام موسی صدر(٢)

رهپو24:نگارنده درد



کوله عشق
تیر ٩٢
بهمن ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اسفند ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳


همسفران
میکده
دیده بان
دریچه ای به سوی ملکوت
دختران آسمانی
سبوی عشق
مرکز فرهنگی شهید آوینی
یک شاخه محبت
حاج حمید
سایت مناجات
ساقی میکده
در خاکستر افکار من
مسافرسبز
سالک ساقی
آب آيينه
راويان قصه های ازيادرفته
شخصی نويس
لاهوتيان
نگاهی نو
پلاک يعنی هويت
هم درد
بی نشان
پروانه های عاشق
غنچه های بهشتی
طلب دیدار
گنبدافلاک
خاطره
بچه شهید
فاطر
خاکریز
خاکریز سبز
سمانه
  rss 2.0  



لوگوی دوستان

   

 

          ای زمين نفرين برتو!!

ای زمين نفرين برتو که وجود عزيزانمان را درخود نمی بينی وای برتو که شادی کودکانمان را به سخره می گيری و هر روز بر خود می لرزی وای برتو که شيرينی زندگی را به کاممان تلخ کردی و جوانانمان را پژمردی

امروز سردی و غم دربم ديده می شود ودختری تنها با خود زمزمه می کند:

به دنبالتان آمدم دست درخاک کردم

مشت اول:روسری مادر پس بخواب مادر که منزل نو تورا مبارک ديگر لالا ييت را نخواهم شنيد و مامنی برای گذاردن سر نخواهم داشت

مشت دوم:عکسی ازپدر پدرم چقدر شتابان! به کجا می روي؟ ديروز برايم ازکعبه می سرودی و زيارت و امروز چه مشتاقانه به سوی خدا ميروی

ديگر که را جستجوکنم؟ پدرومادر ستاره ای بودند درآسمان آنها که رفتند ستاره هم رفت ديگر نيست ستاره می خواست بگويد تا ماندن را طمع نکنيم ماندن به چه بهايي؟ شکستن و شکستن؟ نه نمی خواهم بمانم و ببينم  بايد رفت بايد دل را بريد ازاين سرای خاکی چرا که زمين برای انسانهای خوب تنگ است

    ای زمين نفرين برتو!!!!

...


!!!