یاد یاران
شهر ازعاطفه خالی است خدارحم کند...






رهپو  24

فاتحه الکتاب
گذشته ها
آخرین واگویه ها
...
مشق عشق
دیروز
مادربزرگ مهربانم
چشمان سیاه
مهد
ساغر
حس عجیب!
۱۳۸۸/٤/٢٠
چرا؟؟


امام موسی صدر(٢)

رهپو24:نگارنده درد



کوله عشق
تیر ٩٢
بهمن ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اسفند ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳


همسفران
میکده
دیده بان
دریچه ای به سوی ملکوت
دختران آسمانی
سبوی عشق
مرکز فرهنگی شهید آوینی
یک شاخه محبت
حاج حمید
سایت مناجات
ساقی میکده
در خاکستر افکار من
مسافرسبز
سالک ساقی
آب آيينه
راويان قصه های ازيادرفته
شخصی نويس
لاهوتيان
نگاهی نو
پلاک يعنی هويت
هم درد
بی نشان
پروانه های عاشق
غنچه های بهشتی
طلب دیدار
گنبدافلاک
خاطره
بچه شهید
فاطر
خاکریز
خاکریز سبز
سمانه
  rss 2.0  



لوگوی دوستان

   

گنجيشک پر!بابای خوب ماپر!

آی قصه قصه قصه.نون و پنيرو پسته

باباجون خوب ما چرا چشماشوبسته؟

چراصداش می کنيم نگامون نميکنه؟

وقتی گريه می کنيم٬صدامون نميکنه؟

چرادست باباجون روسينه افتاده بود؟

ياکه لبای باباچراترک خورده بود؟

چرامامان تو اتاق پنهونی گريه ميکرد؟

ياکه عزيزجون چراپيرهن سياه تن ميکرد؟

تمام اين چراهافقط يک جواب داره؛

بابای مهربونم ديگه دردی نداره

آره!بابای خوبم٬پرنده هارو ديده

باديدن کفترابابای من پريده

بابارفته اون دنيا٬پيش همه اماما

پيش فرشته ها و کبوترحرمها

آی دونه دونه دونه٬قصه ديگه تمومه

حالاديگه مادرم نداره مرد خونه

اسم بابای خوبم حالاوردزبونه

بعدچندسال اسيری٬غصه و درد٬غريبی

بعديه مدت سرفه٬تاول و درد سينه

بعدبی قراراريا٬صدای لالاييا

بعداين همه مدت٬باباازخونمون رفت

بابارفت و مامونديم باياداون قديما

بايادسختياونبودن داروها

بابارفت و مامونديم بامردم بی وفا

بااشک چشم مامان٬باگريه های زهرا

حالاتابوت آوردن٬بابای مهربونوتوی تابوت گذاشتن

نميدونم چرامن حس ميکنم بابا هست

ميون اين آدما٬يه جا چشمش به ماهست

واسه همين دادزدم؛بابای من نمرده

عزيزچراتو ميگی که گل من پژمرده؟!

بابای من شهيده٬شهيد مرده نميشه

آره!عزيزجون بدون تاوقتی که من هستم

بچه شهيداهستن

شهيدهميشه زندست

ايران بازم پايندست

 

...


!!!